تبليغاتX
جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

دشمنان مفاهیم مورد نظر خود را با تأمل و تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج می کنند که برخی از آنها عبارتند از :

1) آموزش ، زبان ، ترجمه و اصطلاحات :

  آموزش به سبک غربی یکی از روشهای استعماری نفوذ در برنامه های آموزشی کشورهای جهان سوم بوده است  یکی از کارکردهای پنهان  این برنامه های آموزشی که در ظاهر به منظور پیشرفت علمی در این کشورها اجرا شده ، زمینه سازی برای پذیرش فرهنگ بیگانه و برتر جلوه دادن آن و انهدام فرهنگ ملی بوده است ( قائم مقامی ، 1356 )

زبان نیز می تواند مهم ترین ابزار نفوذ فرهنگ بیگانه باشد . اگر به جای استفاده لغات خودی ،  از لغات بیگانه به صورت افسار گسیخته در محاورات رسمی و عمومی رواج یابد . نسل جدید ممکن است در آینده از معادل فارسی آن لغات محروم و بی خبر بماند .

در مورد ترجمه نیز می توان گفت که اگرآموخته های فارغ التحصیلان ما عمدتاً از متون ترجمه شده باشد. دانش آموختگان امکان تفکر مستقل را از دست می دهند  و اصطلاحات بیگانه به تدریج به جای اصطلاحات هماهنگ و مأنوس با فرهنگ خودی می نشیند.

2)  تبلیغات : تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات ، و وسایل ارتباط جمعی به دلیل ویژگیهایی که برای آن برشمرده اند بسیار مورد توجه عاملان تهاجم فرهنگی قرار میگیرد ؛ از جمله :

الف) پوشش فراگیر

ب) فرامحیطی بودن

ج) چند حسی بودن

د) قابلیت تطابق داشتن با فهم عوام ( جاودانی )


ادامه دارد...

19 Dec 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

تهاجم فرهنگی در دو مرحله صورت می پذیرد :

الف ) تخلیه فرهنگ  خودی

در قانون طبیعت ، وقتی در فضایی خلاء ایجاد می شود ، نزدیکترین نیروی موجود ، آن خلاء را پر می کند . هر پدیده ی جدید ، یا در جایی حضور می یابد که قبلاً خلاء‌ وجود داشته و یا در آن محیط ، خلاء ایجاد می کند . لذا تخلیه فرهنگی اولین شرط لازم برای حضور فرهنگ بیگانه و مهاجم به شمار می رود .

ب) تثبیت فرهنگ بیگانه

شیوه ها و راهبردهای دشمن در تثبیت فرهنگ خود :

الف) به کار گماردن افراد وابسته

ب) ایجاد نهادهای مختلف بین المللی و ملی

ج) برپائی شبکه ها و مؤسسات شبه فرهنگی

 د) تجزیه فرهنگی از طریق تحریک نژادها و گروه های متفاوت اجتماعی ، تحریک اقوام با گویش محلی و تحریک اقلیت های مذهبی و ...

هـ ) تحریف تاریخ مانند سرچشمه تمدن بشری قلمداد کردن اروپا و دوره صدسال تمدن و فرهنگ اسلامی را سده  یورش های خاوریان وحشی دانستن

و ) تغییر خط و زبان ، نمونه - الجزایر - آذربایجان - ترکیه

ز ) تضعیف روحیه عمومی : القای این که آرزوها و امیدهای فرد یا جامعه دور از دسترس خواهد بود و هرگز حاصل نخواهد شد

ح) القای یأس و ناامیدی :

برای کشاندن افراد یک جامعه به سوی یأس و نا امیدی ، دشمن قبل از هر چیز مردم را خسته و بیزار می کند و با تکرار محرومیت ها ، خرابی ها ، شکست ها با استفاده از عوامل تبلیغی ، اقتصادی ،‌سیاسی و روانی درآنها سرخوردگی ایجاد می کند .

د) ایجاد رعب و وحشت

تخریب فکری و روانی مردم و نیروهای دولتی زمانی رشد می یابد که فرد یا افراد دچار ترس ناگهانی گشته و در موقعیت بحرانی و اضطراب قرار گرفته و احساس کند که خطر او را تهدید می کند

16 Nov 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

عمده ترین این راهبردها را در ایران  می توان در محورهای زیر خلاصه کرد :

1) تخریب بنیانهای فکری و اعتقادی و ارزشی و اخلاقی با ایجاد تردید در آنها ،‌

2) انزوای روحانیت و بی ارزش نمودن مبلغان و مدافعان اصیل دین

3) قداست زدایی از دین و شعائر دینی

4) ترویج فساد و رذالت زدایی از آن مانند شیطان پرستی در دنیای معاصر .

چنانچه خداوند متعال این حقیقت را در قرآن بیان کرده است : که شیطان به دنبال دام برهنگی انسان و توجه دادن او به شهوات است « یا بنی آدم لایفتننکم الشیطان کما اخرج ابوبکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما لیریهما سوأتهما انّه یراکم هو و قبیله من حیث لاترونهم ... »  اعراف (7)  آیه 27

ترجمه :

ای فرزندان آدم ،‌ شیطان شما را نفریبد ، آن چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون ساخت و لباس آنان را  از اندامشان بیرون کرد ، تا عورت آنها را به آنها نشان دهد .

در این آیه خداوند متعال به همه افراد بشر هشدار می دهد که مراقب فریبکاری شیطان باشند زیرا شیطان سابقه دشمنی خود را با پدر و مادر آنها نشان داده ، همانطور که لباس بهشتی را بر اثر وسوسه ها از اندام آنها بیرون کرد ، ممکن است لباس تقوا را از اندام ایشان بیرون نماید . ( مکارم شیرازی ) 9

چنانچه امروزه همه همت شیطان های بزرگ و کوچک بر ترویج برهنگی و از بین بردن پوشش عفیفانه و تقوا است .

البته باید توجه داشت که این آیه در مقام بیان ولایت شیطان برغیر مومنین است و نیز بیرون آوردن
لباس آدم و حوا در بهشت اشاره وتمثیل است به در آوردن لباس تقوا توسط شیطان از اندام همه
 آدمیان . ( علامه طباطبائی )

5) فعال کردن گسل های بین نسلی ، گسل های قومی و گسل های مذهبی ( فرقه گرائی )

6) ناکارآمد معرفی کردن نظام دینی

7) راهبرد القای حاکمیت دوگانه ( رئیس جمهور - ولی فقیه )

8)‌ حمایت از جریان های فرهنگی و سیاسی مخالف با نظام دینی و روشنفکران وابسته

9) تحریک افکار عمومی بر علیه نظام اسلامی و مسئولان آن با سیاه نمائی مسائل ایران از طریق
 تصویر سازی ، جعل خبر،‌ پخش شایعه و...

10 ) ترویج لیبرالیسم و فمنیسم

5 Nov 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

بسترهای تهاجم فرهنگی

بدیهی است کارفرهنگی و تهاجم فرهنگی بدون بستر سازی مناسب برای رسیدن به اهداف ممکن نیست بدین شکل که اگر همه لوازم تهاجم فرهنگی فراهم شود . ولی شرایط و بستر مناسب وجود نداشته باشد در واقع همه تلاشهای قبلی عقیم می ماند از این رو به برخی از مواردی که موجب پذیرش و تقویت فرهنگ مهاجم می شود اشاره می گردد که می توان آنرا به دو دسته تقسیم بندی کرد .

1)بسترها و عوامل بیرونی : زمینه ها ، و ابزاری که به نحوی رد پای کشورهای خارجی و غربی در آنها دیده می شود بسترهای بیرونی هستند از جمله :

الف) تولید برنامه های مبتذل و صدور آن

ب) تلاش برای دین زدایی از طرق مختلف

ج) ایجاد روحیه خودباختگی فرهنگی

د) ساخت و فروش وسایل ارتباطی مانند ماهواره و سخت افزارها و نرم افزارها و موارد مشابه دیگر.

2) بسترهای و عوامل درونی :

زمینه ها و عناصری که ریشه داخلی داشته  در پذیرش فرهنگ مهاجم به صورت مستقیم و غیر مستقیم کمک می کنند عوامل درونی هستند ؛ از جمله :

الف) مشکلات و کاستی های اقتصادی و اجتماعی

ب) ضعف ها و کاستیهای موجود در خانواده ، مدرسه و جامعه

ج) ضعف برنامه ریزی دقیق فرهنگی

د) فقدان تولیدات فرهنگی کافی و مناسب

هـ )‌ روشنفکران غرب زده : رشد گروه جدید از نخبگان که افکارشان ریشه در مکاتب فکری و فرهنگی مطرح در غرب دارد مانند حسن تقی زاده ها که سمبل مدافعان ترویج کامل و بی حد و مرز معیارهای غربی در کشور است و می نویسد : وظیفه ی اول همه ی وطن پرستان ایران قبول و ترویج تمدن اروپا ، بلاشرط و قید ، و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربیت و علوم و صنایع و زندگی و کل اوضاع فرنگستان است ، بدون هیچ استثنا . به سخن دیگرایران باید ظاهراً و باطناً ،‌ جسماً و روحاً‌ ، فرنگی مآب شود و بس .

و )‌جهل و ناآگاهی مردم ، جوانان و نوجوانان

27 Oct 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

تهاجم فرهنگی در مقایسه با تهاجم نظامی یا اقتصادی ، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است

تهاجم فرهنگی :

الف ) یک کار آرام و بی سرو صدا است

ب) برای اکثریت مردم نامرئی و نامحسوس است

ج) با برنامه و ابزارهای گسترده است ( از حربه های سیاسی ،  نظامی ، روانی ، تبلیغاتی و اقتصادی بهره میگیرد

د) برخلاف تهاجم نظامی که تنها بخشی از مرزهای مجاور در تیررس دشمن قرار می گیرد ، گسترده و همه جانبه و فراگیر است

هـ ) کارساز است و برخلاف تهاجم نظامی حساسیت ها را به خواب می برد

 و) دراز مدت و دیرپاست

ز) ریشه ای و عمیق است و ذهن و قلب انسان ها را نشانه گرفته و تسخیر می کند  و بهمین دلیل است که پس از جنگ جهانی دوم ، آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا اعلام کرده بود که : بزرگترین جنگی که در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسان ها .

23 Oct 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی

آیا می توان مرز دقیقی بین تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی کشید ؟ معیار تشخیص هر کدام چیست ؟

هر یک از تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی دارای سه شکل و مرحله ی مهم است که از این طریق می توان آنها را از یکدیگر بازشناخت .

اشکال و مراحل مختلف تهاجم فرهنگی عبارت اند از :

1)   تحمیل 2) تخریب 3) تسلیم فرهنگی

اشکال و مراحل مختلف تبادل فرهنگی عبارت اند از :

1)      گزینش 2) تحلیل 3) تولید فرهنگی ( افتخاری و کمالی )

که هریک از این اشکال را به طور مختصر شرح می دهیم :

گزینش : منظور آن است که هر چیزی را که از دیگران است به طور مطلق رد یا نپذیریم زیرا  هر فرهنگی اجزای بسیار متعددی دارد که ممکن است بعضی از آنها نامطلوب باشد و بعضی مطلوب و ما اجزایی را که مطابق با ارزش های فرهنگ خودی است انتخاب می کنیم .

چنانچه خداوند متعال می فرماید :‌ « فبشر عبادالذین یستعمون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم الوالالباب ( زمر 39  آیه 18 ) 

تحلیل : آن است که آنچه را که از فرهنگ دیگر گزینش کرده ایم .

متناسب با فرهنگ بومی آنرا جذب کنیم و به شکل عنصری از فرهنگ خودی در آوریم

تولید فرهنگی : اگر دو مرحله گزیینش و تحلیل در مورد عناصر فرهنگی درست انجام گیرد جامعه به مرحله ای از رشد و توانایی می رسد که می تواند با تولید فرهنگ نیازهای جامعه اش را برطرف سازد و صرفاً مصرف کننده فرهنگ دیگران نباشد .

تحمیل فرهنگی : در تحمیل فرهنگی ، فرهنگ مهاجم عناصر مفسد را به فرهنگ مورد نظر تحمیل می کند

تخریب فرهنگی : در تخریب فرهنگی ، فرهنگ مهاجم توان و قوه ای تجزیه و تحلیل را از فرهنگ مقابل می گیرد

تسلیم فرهنگی : در تسلیم فرهنگی ، به تحدید مرزهای فرهنگی پرداخته ، آن را محدود می سازد .

در مجموع می توان گفت که تهاجم فرهنگی ، نوعی ارتباط فرهنگی است که در آن ، حداقل یکی از سه هدف تحمیل ، تخریب و تسلیم فرهنگی تعقیب می شود .

تفاوت تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی :

به طور خلاصه می توان تفاوت تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی را در موارد ذیل دانست :

1) در تهاجم ، هدف تخریب است ،‌ اما در تبادل هدف انتقال و نشرفرهنگی است

2) در تهاجم ، مهاجم برای جایگزینی فرهنگ خود  ، به نحوی ظالمانه سعی در ریشه کنی فرهنگ مقابل دارد ، اما در تبادل فرهنگی چنین نیست .

3) در تهاجم فرهنگی قصد استیلا و به طور کلی ، غرض سیاسی مأخوذ است و مهاجم اصولاً بقای فرهنگ مقابل را به هیچ عنوان نمی پذیرد .

20 Oct 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

ای کسانیکه ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید .

شما نسبت به آنان اظهار محبت میکنید درحالیکه آنان به آنچه از حق برای شما آمده کافر شده اند

و رسول الله و شما را بخاطر ایمان به خداوندی که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون میرانند .اگر شما برای جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده اید شما مخفیانه با آنها رابطه دوستی برقرار میکنید در حالیکه من به آنچه پنهان یا آشکار میسازید از همه داناترم . و هر کس از شما چنین کاری کند از راه راست گمراه شده است .»"

 

آیه 1 سوره مبارکه ممتحنه


"« خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمیکند چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد . تنها شما را از دوستی و رابطه با کسانی نهی میکند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند و هر کس با آنان رابطه دوستی داشته باشد ظالم و ستمگر است .»"

 

آیه 8 و 9 سوره مبارکه ممتحنه



« ای فرستاده آنها که در مسیر کفر شتاب میکنند و با زبان میگویند :« ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده تو را اندوهگین نسازندگروهی از یهودیانکه خوب به سخنان تو گوش میدهندتا دستاویزی برای تکذیب توبیابند آنهاجاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند آنها سخنان را از مفهوم اصلیشتحریف میکنند و میگویند :« اگر این به شما داده شد بپذیرید و گرنه دوری کنید » کسی را که خدا بخواهد مجازات کند قادر به دفاع از او نیستی آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند در دنیا رسوایی و در آخرت مجازات سنگینی نصیبشان خواهد شد .»"

آیه 41 سوره مبارکه مائده


«"بطور مسلم دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را یهود و مشرکان خواهی یافت و نزدیکترین دوستان به مومنان را کسانی می یابی که میگویند :ما نصاری هستیم. این بخاطر آن است که در میان آنها افرادی عالم و تارک دنیا هستند و آنها تکبر نمیورزند.»"

آیه 82 سوره مبارکه مائده

"قرآن دشمنان اسلام را داراي خصلت هاي ناپسندي نظير نژادپرستي، قانون شكني، خوي استكباري و.. مي داند. در آيه پنجم سوره حجر و در آيه 96 سوره بقره يكي از ويژگي هاي دشمنان اسلام دنياپرستي عنوان شده است.
در آيه 54 سوره نساء و آيه 105 سوره بقره حسادت و بدخواهي يكي ديگر از خصلت هاي ناپسند دشمنان شمرده شده است.
همچنين در آيه 100 سوره اسراء و آيه 53 سوره نساء و آيه هاي 75 و 119سوره آل عمران و آيه 74 سوره نساء و آيه 175 سوره آل عمران و آيه 71 سوره طه و آيه 22 سوره انفال تنگ نظري، خيانت،"


15 Oct 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:
5- در اين جنگ نرم، محيط هاي جوان «ميدان مناسب» ارزيابي مي شود، در واقع استفاده از «احساسات» و «مظلوم گرايي» چاشني اقدامات خطرناك و هزينه بري است كه فرماندهان آشوب خود از پذيرش آن اجتناب مي ورزند. در اين ميدان آن دسته از نيروهاي جوان كه به دليل برخورداري از «زيركي سياسي» و «فهم استوار» دست فتنه گران را مي خوانند وظيفه اي خاص بر عهده دارند. كما اينكه نخبگان دوران ديده هم براي كنار زدن پرده هاي ترديد -كه گاهي پرده هاي ترديد، دلهاي پاك را هم مي لرزاند- بايد به ميدان آمده و حقايق را بيان نمايند. از اين رو رهبر معظم انقلاب روي رسالت دانشجويان - با عنوان افسران جوان- و اساتيد دانشگاه - با عنوان فرماندهان خودي جبهه نرم- انگشت گذاشته و مسئوليت شان را يادآور شدند.

6- در جنگ نرم، دشمن اصلي هزينه چنداني نمي پردازد- اگر چه البته پول زيادي خرج مي كند- هزينه را نيروهاي داخلي- عمدتاً با دريافت حق العمل - مي پردازند و صد البته در اين ميدان آن دسته از نيروهاي داخلي كه براي تغيير وضع موجود انگيزه شخصي قوي تري دارند نقش برجسته تري دارند. براي پاره اي از مسئولان سابق مانع شدن از «كنار رفتن پرده ها» مهمترين انگيزه شخصي است. بعضي از نخبگان گردن كلفت كه در كشور به انواع فسادها آلوده شده اند، طبعاً نمي خواهند باب سؤالات باز شود از اين رو حاضرند به قيمت زير سؤال رفتن كشور، ريخته شدن خون بي گناهان و بر باد رفتن حيثيت ملي مانع مفتوح شدن پرونده ها شوند. اين ها به آساني و به طرفه العيني جذب برنامه هاي دشمنان قسم خورده اسلام مي شوند و عناوين سياسي آنان، مانعي براي ايفاي نقش در براندازي نظام نخواهد بود. با اين وصف اگر كسي تصور كند براي وحدت مي توان از خطاهاي آنان چشم پوشي كرد، دچار خطاي بزرگتري شده است. اگر اقدام آنان صرفاً يك «خطا» باشد كه بر تداوم آن اصرار نمي شود. آنان در بيانيه هاي رسمي با صراحت مي گويند نظام كوتاه بيايد تا ما كوتاه بيائيم. نظام بايد از چه چيزي كوتاه بيايد؟ بدون ترديد منظور آنان كوتاه آمدن نظام در پرونده هاي كلان سوءاستفاده هاي اقتصادي و مالي است. همين چند روز پيش يكي از اين افراد در نامه اي از قوه قضائيه خواسته است كه از پيگيري پرونده دو متهم- كه اينك در بازداشت به سر مي برند- خودداري كند. استدلال ظاهري اين است كه اين دو به فلان دولت وقت كمك هاي مؤثري در جذب كمك هاي خارجي به كشور داشته اند ولي اين واقعيت ندارد. واقعيت اين است كه اين دو نفر واسطه سوءاستفاده هاي ميلياردي «بعضي ها» بوده اند و پيگيري اين پرونده مي تواند اين روابط ناسالم و شرم آور اقتصادي را برملا كند. در همان حال برخي از خبرها حكايت از اين دارد كه اين دو با سازمان جاسوسي آمريكا مرتبط بوده اند كه در نامه توصيه مورد اشاره بي اهميت فرض شده است!

7- جنگ نرم، صحنه تقابل دروغ هاي بزرگ با واقعيت هاي ترديدناپذير است در اين ميدان دروغ هاي بزرگ لباس واقعيت هاي ترديدناپذير به تن مي كنند و واقعيت هاي ترديدناپذير، دروغ هاي بزرگ خوانده مي شوند. بيانيه ها و نامه هاي اخير آقايان موسوي و كروبي كه از طريق حدود 2500 سايت و وبلاگ بازتاب داده شده و پي درپي در تلويزيونها و راديوهاي آمريكا، اروپا، اسرائيل و عربستان نشخوار مي شوند، دروغ هاي بزرگي اند كه به پيكار واقعيت هاي ترديدناپذير آمده اند. در اين جنگ نرم، كافي است كه هواداران جبهه حق بيدار باشند و بيكار ننشيند چرا كه زبان حق هميشه مؤثرتر از زبان باطل است و نيك مي دانيم كه «للحق دوله و للباطل جوله».


پایان

به قلم سعدالله زارعي است
12 Oct 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

3- در جنگ نرم، دشمن از ادبيات سياه- تاريك نشان دادن آينده- بهره مي گيرد و با سوار شدن بر مركب ترديد- در اصول، مباني و دستاوردها- تلاش مي كند تا نظام و حافظان آن را مرعوب نمايد و با فرسايشي كردن فضاي سياسي، نيروهاي اصلي نگهدارنده را خسته نمايد بر اين اساس طي دو ماه گذشته ما شاهد حداكثر سياه نمايي روي موفقيت هاي بزرگ نظام- شامل موفقيت در جلب بي نظير حضور مردم در صحنه انتخابات، موفقيت هاي بزرگ در سياست خارجي، موفقيت بزرگ در كم كردن فاصله طبقات اجتماعي، موفقيت بزرگ در پاكدستي مديران و فعاليت شبانه روزي آنان، به ثمر نشستن سياست هاي منطقه اي ايران، روزآمد كردن شعارهاي انقلاب و...- بوده ايم. در همان حال نيروهاي داخلي جنگ نرم با نيروها و قدرت هاي خارجي جنگ نرم چنان آميختند كه سوا كردن اين دو از يكديگر به غايت دشوار گرديد اين همه براي آن بود كه به شهروند ايراني كه براي انقلاب و نظام برآمده از آن بيش از 40 سال تلاش كرده است، بباورانند كه حرف هاي انقلاب از اساس نادرست است. ببينيد نخست وزير اوائل انقلاب و رئيس جمهور سابق و رئيس مجلس اسبق و... چه مي گويند و چگونه براي دست يافتن به قدرت، خود را به آب و آتش مي زنند پس اين دعواها همه ماهيت قدرت طلبي دارند! كنار بكشيد!، هرچه مي خواهد بشود، بشود!

رهبر معظم انقلاب اسلامي - دامت بركاته- براي خنثي شدن اين ترفند به اساتيد دانشگاهها فرمودند «لازم نيست شما از افراد نام ببريد ولي لازم است كه به دانشجويان اميد بدهيد تا دستاوردهاي بزرگ كشورشان را كوچك نبينند.»

4- در جنگ نرم، دشمن با واقعيت كاري ندارد بلكه او واقعيت را براي مخاطب مي سازد. شما همين روزها شاهديد با وجود اينكه بعضي از كساني كه از آنان به «شهداي سبز» نام برده مي شد، زنده بودن خود را در تلويزيون اعلام كردند، هنوز بعنوان كشته ياد مي شوند! و جالب تر اينكه تلاش وسيعي صورت مي گيرد تا تعداد اين كشته ها به 72 تن برسد حتي اگر لازم شد نام دختري كه چندين بار از منزل متواري شده و در نهايت هفته ها بعد از حوادث انتخاباتي خود را از پل عابر پياده به زير افكنده و جان باخته است در ليست «شهدا» قرار مي دهند تا اين عدد مقدس تكميل شود. در اين صحنه اساساً واقعيت مهم نيست. مهم اين است كه در بازي تبليغات سياه، روي چه چيزي توافق و تأكيد شده است. البته براي مردم ايران واقعيت ها پوشيده نيستند و عدم واقعيت هاي خلاف گوها هم سكه اي است كه عمر آن به 10 روز نرسيد.



ادامه دارد

 به قلم سعدالله زارعي است
7 Oct 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها:

                                                              

     درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعي از منظرهاي متفاوتي سخن گفته شده است. اين واژه بخصوص بعد از انتخابات اخير ايران وارد مباحثات روزمره اجتماعي ما شده و از بحث هاي آکادميک -دانشگاهي-فاصله گرفته است. در عين حال از آنجا که از جنگ نرم بعنوان يک تهديد مهم عليه انقلاب ياد مي شود، توجه به ابعاد آن ضروري است که به بعضي از موارد آن اشاره مي کنيم.


1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهي به جاي جنگ از واژه هاي تهديد يا قدرت استفاده مي شود ولي در نهايت معمولا به يک مفهوم ختم مي شود. نظريه جنگ نرم طي دهه هاي اخير وارد ادبيات سياسي شده است. دراين باره منسجم ترين کتابي که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار يافته به جوزف ناي تعلق دارد. وي معتقد است مبناي قدرت سخت يا جنگ سخت بر «اجبار» و مبناي قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضي از صاحب نظران، اقتصاد و ديپلماسي را در زيرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبناي قدرت سخت بر اجبار و مبناي قدرت نرم بر اقناع باشد مي توان به اين تفکيک جوزف ناي خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و ديپلماسي مي توانند در ذيل هر دو عنوان سخت يا نرم قرار گيرند. نرم يا سخت بودن آن بستگي به اين دارد که در نهايت براي وادار کردن طرف مقابل به انجام کاري يا بازداشتن او از کاري استفاده مي شود يا از اين ها بعنوان يک اقدام تشويقي و اقناعي استفاده مي شود اما به هر حال در اينکه امروز استفاده از قدرت نرم براي تامين منافع ملي و تماميت ارضي و حفظ کشور يک ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهديد نرم حياتي است، اختلافي وجود ندارد.


2- حوادث پس از انتخابات کشور نشان داد که استفاده از قدرت نرم عليه تماميت ارضي، استقلال و هويت ملي کشور تنها در شرايط ضعف و شکست نظام اتفاق نمي افتد بلکه در «پيروزي هاي خيره کننده» هم از اين ابزار براي تضعيف موقعيت داخلي و بين المللي انقلاب و نظام استفاده مي شود از اين رو رهبرمعظم انقلاب اسلامي براي خنثي کردن اين مرحله حساس از تهديدهاي دشمن، دانشجويان، اساتيد دانشگاهها و هنرمندان را به ميدان فراخوانده اند.

اين فراخوان از يک سو پايان نيافتن توطئه نرم عليه انقلاب را تداعي مي کند و از سوي ديگر نشان مي دهد که اگر چه تهديد نرم علاوه بر «موجوديت»، «امنيت» و «اصالت» نظام را هدف قرار داده است ولي رزمندگان سنگر انقلاب در اين ميدان اولا و بالذات نيروهاي امنيتي نيستند هرچند نيروهاي امنيتي نيز در اين ميدان وظيفه حساسي را به دوش دارند.


ادامه دارد


 به قلم سعدالله زارعي است
30 Sep 2009ساعت توسط کهف گمنامی
تگ ها: